مینیمالنویسی

نه به معنی رایج

مینیمالنویسی

نه به معنی رایج

به بداهنگامه ای که قلبها میشکند:

به بداهنگامه ای که قلبها میشکند: 

اگرکسی رادوست داری به او بگو 

زیراقلبهامعمولاباکلماتی که ناگفته میمانند 

میشکنند

نظرات 2 + ارسال نظر
فروزان شنبه 22 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 01:26 ق.ظ


هر آنچه کردم که بمانی نماندی
هر چه گفتم دوستت میدارم
به حرفم گوش نکردی
به احساسم خندیدی
مرا دیوانه پنداشتی
هر چه بیشتر گفتم کمتر شنیدی
و من درمانده بودم
درمانده
و فکر می کردم
چقدر دیگر تاب می آورم که التماست کنم
گفتی میدانی
که دوستت دارم
اما نمی توانی مرا خوشبخت کنی
نمی توانی ببینی که زجر می کشم
و برای من این حرفها
بهانه ای بیش نبود
برای ندیدنم
قلبم را بین اندوه باقیمانده عمرم شکستی
فکر کردی خیلی جوانمردی
ولی ندانستی که ناجوانمردی
نا جوانمرد
و من هیچگاه فراموش نکردم
که تردید خوره جانت بود
و اینکه نمی دانستی چه کنی

می ترسم من هم چنین کنم
به آنکه دوستش میدارم میگویم دوستت میدارم
امیدوارم دوست داشتن مرا باور کند
چون دوست داشتن جاری است
و اینکه برای از دست دادن دیگر چیزیندارم
و بنابراین شادابی روحم را می خواهم
می خواهم که با همدلی تقسیمش کنم


فروزان شنبه 22 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 01:54 ق.ظ

می ترسم از روزی که قلبت را شکسته باشم
احساست را نادیده گرفته باشم
و اینکه به رویش احساس در بطن قلبت توجه نکرده از دهلیز قلبت گذشته باشم
خود را در دل بهارشستشو می دهم
دست می کشم بر همه بد ذاتیهایم
و نگاهشان میکنم
اینجاست که از روی بهار شرمنده می شوم
دوست دارم اکنون باران مثل بغضی ترکیده و غمگین ببارد بر همه شرمندگیهایم
مرا در دست بگیرد
و برهمه نا بخردیهایم ببارد و به من مژده امان بدهد
و دوست دارم که بازبه بهار قول بدهم که دیگر به همه اندوههایم نگاه هم نمیکنم
آنها را فراموش میکنم و به نو شدن فکرمی کنم
دوستت دارم بهار
اگر قلب نازنینت را شکسته ام باتمام وجود عذر می خواهم
مرا ببخش!!!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد